دلتنگم برای نوشتن
برای بلاگفا و آدماش
برا حرف زدن با آرزو
برا پستای دونه،کامنتای سجاد،صدای زاغ
حس و حال هیچی نیس ولی
مغزم پوکیده
تو سرم انگار هزار نفر دارن حرف میزنن
داد میزنن،جیغ میزنن،سیلی میزنن،نوازش میکنن
گاهیم هیچی نیس،فقط صدا هوا میاد...!
دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۹ | 23:5 | فندُق |
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
اسم این بیماری ک خمیازه و خواب داره پارم میکنه
ولی خوابم نمیبره چیه؟
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
باورم نمیشه رفتیم تو سال 99 :)))
انقد افسرده بودم اینروزا که دوس نداشتم کاری کنم
نه خرید،نه هفت سین و نه حتی سیبیلاااام D:
ولی دیقه ی نود یهو پاشدم هفت سین چیدم
سیبیلامو گرفتم یه حمومم رفتم
کلی هم غر داشتم که اینجا بنویسم ولی
به همین بسنده میکنم که پاااااره شدم تو این 98:)
امیدوارم سال جدید برا هممون پر از آرامش بی وقفه باشه
عیدتون کلللللی مبارک[•❤•]
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
بعد از اینهمه سال خماری
با آهنگ جدیدش رید تو حالم :))
لعنت به این مجوز که بخاطرش تر زد تو سبکشT_T
امیدوارم بقیه آهنگاش اینطوری نباشه:(
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
دلشوره دارم،آشوبم
هی ته دلم خالی میشه
نمیدونم دقیقا چرا...!
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
"بری"عزیز!
امیدوارم لای روزمرگیا یا به اصطلاح خاطره هام
پیدا نکرده باشی زندگی گمشدتو
ولی اون لبخنده رو اره :))
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
تو هیچوقت فرصتشو نداشتی که بفهمی
که اگه از چشمم بیفتی،دیگه راه برگشتی برات نیست!
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
اینم روز و روزگارِ ماست دیگه!
هی گفتیم درست میشه درست میشه
یهو به خودمون اومدیم دیدیم عه،نوجوونیمون گذشت و جوونیمون داره ته میکشه...
اونم چه بیهوده! انگار که همش داشتیم به گلای پلاستیکی آب میدادیم
صب تا شب نشستیم...زل زدیم...زحمت کشیدیم
منتظر یه جَوونه بودیم،کلی دلمون آب شد،آخرشم هیچی به هیچی...
اینم نگم که کل دفتر زندگی ما تا تهش جوهری شده رفته
اون جاهاییم که غلط گیر زدیم صب تا شب دهن کجی میکنه بهمون!
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
خوشحال کردن من خیلی سادس!
نمیفهممش! کم توقعی و خاکی بودن مشکلی داره
یا خار داریم ما؟
ینی تو دنیای به این بزرگی هیچکی نیس مهم باشیم براش؟
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
خیلی شبا مث امشب یه پوزخند میزنم به تمام
فانتزی های عاشقانه و تصورات رویاییم از یه
رابطه ایده آل، که شاید از نوجوونی باهام موند و میخوابم!
یه معلمی داشتم که همیشه از هر دری باهام زیاد صحبت میکرد
یادمه 13 سالم بود،یبار بین صحبتاش گف وقتی ازدواج کنی
یا یه مردی بیاد تو زندگیت،تازه میفهمی چقد همچی با تصوراتت
متفاوته! اونموقع حرفشو خوب درک نمیکردم
با خودم میگفتم خب لابد انتخاب درستی نداشته
الان بعداز اینهمه سال میفهمم.راس میگف:)
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
عین یه آدم سرگردون که دنبال یچیزی میگرده و حتی نمیدونه
اون چیز چیه...!
+راس میگه! من دیر فهمیدم چیو میخواست به دست بیاره.
حتی وقتیم فهمیدم خوشبینانه دنبال یه راهی بودم که
به خودم ثابت کنم نه،اینطوری نیست!
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی
فعلا به تخمدونمم نیست
بعدا اگه به تخمدونم شد میام غر میزنم=)
برچسب:
نویسنده: نگین موسوی