[-پنجاه و یک-] - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 12:22
دلتنگم برای نوشتنبرای بلاگفا و آدماشبرا حرف زدن با آرزوبرا پستای دونه،کامنتای سجاد،صدای زاغحس و حال هیچی نیس ولیمغزم پوکیدهتو سرم انگار هزار نفر دارن حرف میزننداد میزنن،جیغ میزنن،سیلی میزنن،نوازش میکننگاهیم هیچی نیس،فقط صدا هوا میاد...! دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۹ | 23:5 | فندُق  |  Adblock test (...
[-پنجاه و دو-] - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 12:22
از آخرین پستم حدود یکسال و دوماه گذشتهپشمام ریخت و برای بار هزارم به این نتیجه رسیدمکه زندگیم واقعا بی مزس :)دلم براتون خیلی تنگ شده بودبرای اینجا هم...خبری نیست اما !هنوزم همونقدر پوچم که تمام این سالا !Adblock test (Why?)
[-پنجاه و سه-] - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 12:22
خیلی وحشتناکه اینکه تا چند دیقه پیشداشتم برا آیندم برنامه ریزی میکردمو یهو با یه آهنگ اینطوری از داخل پوکیدم...من واقعا میترسم که بعد از ده سال هنوزموقتی یادت میفتم قلبم میگیره!خیلی بده که جنس غمتم فرق میکنه با غمای دیگه...خیلی بدهAdblock test (Why?)
کلافه - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:18
اسم این بیماری ک خمیازه و خواب داره پارم میکنهولی خوابم نمیبره چیه؟
نود و نه - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:18
باورم نمیشه رفتیم تو سال 99 :)))انقد افسرده بودم اینروزا که دوس نداشتم کاری کنمنه خرید،نه هفت سین و نه حتی سیبیلاااام D:ولی دیقه ی نود یهو پاشدم هفت سین چیدمسیبیلامو گرفتم یه حمومم رفتمکلی هم غر داشتم که اینجا بنویسم ولیبه همین بسنده میکنم که پاااااره شدم تو این 98:)امیدوارم سال جدید برا هممون پر از...
عذاب - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:18
نمیتونستم این بلاتکلیفی رو تحمل کنم!خودم زنگ زدم اومد صحبت کردیماز لحظه ای که جواب داد تا لحظه ای که رسیدمیلرزیدم،تند تند عرق میکردم ولی یخ زده بودمپاتریک دستمو گرفته بود میگف آروم باش برو محکم حرفاتو
دایان - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:18
بعد از اینهمه سال خماریبا آهنگ جدیدش رید تو حالم :))لعنت به این مجوز که بخاطرش تر زد تو سبکشT_Tامیدوارم بقیه آهنگاش اینطوری نباشه:(
آشوب - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:18
دلشوره دارم،آشوبمهی ته دلم خالی میشهنمیدونم دقیقا چرا...!
بری - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:18
"بری"عزیز!امیدوارم لای روزمرگیا یا به اصطلاح خاطره هامپیدا نکرده باشی زندگی گمشدتوولی اون لبخنده رو اره :))
لیاقت - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:18
تو هیچوقت فرصتشو نداشتی که بفهمیکه اگه از چشمم بیفتی،دیگه راه برگشتی برات نیست!
تُف به این حال و روز - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:18
اینم روز و روزگارِ ماست دیگه!هی گفتیم درست میشه درست میشهیهو به خودمون اومدیم دیدیم عه،نوجوونیمون گذشت و جوونیمون داره ته میکشه...اونم چه بیهوده! انگار که همش داشتیم به گلای پلاستیکی آب میدادیمصب تا شب نشستیم...زل زدیم...زحمت کشیدیممنتظر یه جَوونه بودیم،کلی دلمون آب شد،آخرشم هیچی به هیچی...اینم نگم ...
بی انصاف - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:36
خوشحال کردن من خیلی سادس!نمیفهممش! کم توقعی و خاکی بودن مشکلی دارهیا خار داریم ما؟ینی تو دنیای به این بزرگی هیچکی نیس مهم باشیم براش؟
تف - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:36
خیلی شبا مث امشب یه پوزخند میزنم به تمامفانتزی های عاشقانه و تصورات رویاییم از یهرابطه ایده آل، که شاید از نوجوونی باهام موند و میخوابم!یه معلمی داشتم که همیشه از هر دری باهام زیاد صحبت میکردیادمه 13 سالم بود،یبار بین صحبتاش گف وقتی ازدواج کنییا یه مردی بیاد تو زندگیت،تازه میفهمی چقد همچی با تصوراتت...
اشتباه انتخاب کردن های آگاهانه؟ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:36
عین یه آدم سرگردون که دنبال یچیزی میگرده و حتی نمیدونهاون چیز چیه...!+راس میگه! من دیر فهمیدم چیو میخواست به دست بیاره.حتی وقتیم فهمیدم خوشبینانه دنبال یه راهی بودم کهبه خودم ثابت کنم نه،اینطوری نیست!
تخمدون - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:36
فعلا به تخمدونمم نیستبعدا اگه به تخمدونم شد میام غر میزنم=)
فیلم - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:36
همین الان داشتم فیلم The layover رو میدیدمقشنگ بود D:+چه گوهی خوردی وبت باز نمیشه؟یبار دیگه بیخبر برو تا بیام پاره پارت کنم^^(زاغ)
زندون - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:36
همچنان آرزوم اینه که برم یه شهر دور و تنها زندگی کنماز صب که چشامو وا کردم با مامانم دعوام شدتا الان از جام پا نشدمزیر پتو گریه کردم،غذا هم نخوردم از دیشب تا حالاو باید بگم ریدم تو این زندگی که همه اطرافیانمدارن فشار زندگیشونو رو من خالی میکنن و به تخمشونم نیسکه من چی میشم و چی میکشم
هیع - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:36
باورم نمیشه دو هفته دیگه عیدهفعااااک من تا الان چه گوهی میخوردم =_=از فردام که شروع کنم تا عید تموم نمیشهپس همین روالو ادامه میدم U_U
قرنطینه - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:36
فقط از اونجای روزای قرنطینه بگم که فک کنمسه هفته یا یماهی میشه که ما همو ندیدیمو تا فرصتی پیش میاد که تصویری صحبت کنیمدیگه زود قط نمیکنیم! در هیچ شرایطی!مثلا امروز دسشوییش گرف و...+کصافطم خودتونینD:
والا - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 13:27
بر خلاف خیلیاتون اصلا احساس تنهایی نکردم این چنروزچون همیشه تنهام :))